سرود آوارگان
|
در معبر ِ من |
|
| ديگر |
هيچ چيز نجوا نميکند:
نه نسيم و نه درخت
نه آبي درگذر.
نه نسيم و نه درخت
نه آبي درگذر.
| شِرِّه شِرِّه نوحهيي گسيخته ميجنبد |
|
| تنها |
سياهتر از شب
بر گردهی سرگرداني باد.
بر گردهی سرگرداني باد.
□
دور
شهر ِ من آنجاست
تنهامانده
در غروبي هموار
که آسان نميگذرد. ــ
شهر ِ من آنجاست
تنهامانده
در غروبي هموار
که آسان نميگذرد. ــ
شهر ِ تاريک
با دو دريچهی مهربان
که بازگشت ِ دردناک ِ مرا انتظار ميکشد
در پسکوچهی پنهان.
با دو دريچهی مهربان
که بازگشت ِ دردناک ِ مرا انتظار ميکشد
در پسکوچهی پنهان.
۲۸ خرداد ِ ۱۳۶۷
+ نوشته شده در بیست و پنجم آبان ۱۳۸۵ ساعت توسط شهاب
|
آثارِ من خود اتوبيوگرافیِ کاملیست. من به اين حقيقت معتقدم که شعر، برداشتهايی از زندهگی نيست، بلکه يکسره خودِ زندهگیست.