عزیز من این چند کلمه را برای این می نویسم که این یک جلد "افسانه"از من در پیش شما ))
یادگاری باشد. شما وارد ترین کسی بر کار من و روحیه ی من هستید و با جراتی که التهاب و
قدرت رویت لازم دارد واردید. اشعار شما گرم و جاندار است و همین علتش وارد بودن شماست که پی
برده اید در چه حال و مو قعیت مخصوصی برای هر قطعه شعر من دست به کار می زنم مخصوصا
چند سطر که در مقدمه راجع به زندگانی من نوشته اید به من کیف می دهد . شما خوب دریافته اید
که از رنج های متناوبی که زندگانی شخصی خود من چسبیده اند چه طور حرف می زنم. بدون اینکه خود
را با با مردم اشتباه کرده خود را گم کرده باشم و در جهنم فراموشی خطرناکی بسوزم.
فقط تفاوت بعضی آدم ها با آدم ها ی دیگرهمین استیلای نهانی است. به همان اندازه که اشتباه مردم
در مورد قضاوت در اشعار من به من کیف می دهد از ان کیف می برم.
از قضاوت هیچ کس در خصوص اشعار من نگران نباشید. اگر زبان مخصوص در اشعار من هست اگر
طبقه ی جوان من چنان با زبان من حرف می زنند که خودشان نمی دانند و اگر در کار شعر سازی حرمتی
داشته باشیم همه از فرمانی هستند که به درد زخم من نمی خورد .یعنی حرف کسی باری از روی دوشی بر نمی دارد من همین قدر باید از عنایتی که جوانان نسبت به کار من دارند متشکر باشم .اگر اشتباه کرده یا نکرده اند قدر مسلم تر اشتباه این که شخص خود من در راه رسم خود شک بیاورم...
راجع به انسانیت بزرگتری فکر کنید پیوستگی خود را با ان در راه فهم صحیح ان چیزهایی که مربوط به اساس ان است . اشنا شدن انتخاب راه و موضوع و مجال جولان بیش تر که اغلب نمی دانند از کجا ممکن است برای افکارشان
فراهم اید از این راه است .پس از آن وارد ترین کسی به زندگی مردم و خوب بد افکارشان شما خواهید بود))
تهران 14 خرداد 1330_ نیما یوشیج