يه شب مهتاب...
یه شبِ مهتاب ماه میاد تو خواب
منو میبره کوچه به کوچه
باغِ انگوری باغِ آلوچه
دره به دره صحرا به صحرا
اون جا که شبا پشتِ بیشهها
یهِ پری میاد ترسون و لرزون
پاشو میذاره تو آبِ چشمه
شونه میکنه مویِ پریشون
یهِ شبِ مهتاب ماه میاد تو خواب
منو میبره تهِ اون دره
اون جا که شبا یکه و تنها
تک درختِ بید شاد و پُرامید
میکنه به ناز دَستشو دراز
که یه ستاره بچکه مثِ
یه چیکه بارون به جایِ میوهش
نوکِ یه شاخهش بشه آویزون...
یه شبِ مهتاب ماه میاد تو خواب
منو میبره از تویِ زندون
مثِ شبپره با خودش بیرون،
میبره اون جا که شبِ سیا
تا دمِ سحر شهیدایِ شهر
با فانوسِ خون جار میکشن
تو خیابونا سرِ میدونا:
«- عمو یادگار! مردِ کینهدار!
مستی یا هشیار خوابی یا بیدار؟»
مستیم و هشیار شهیدایِ شهر!
خوابیم و بیدار شهیدایِ شهر!
آخرش یه شب ماه میاد بیرون،
از سرِ اون کوه بالایِ دره
رویِ این میدون رد میشه خندون
یه شب ماه میاد یه شب ماه میاد ....
احمد شاملو- منبع : http://sheer-va-adab.blogfa.com
با خودم گفتم حالا كه شعر رو گذاشتم ترانه اي كه فرهاد عزيز به همين نام و مضمون خونده رو هم براي دانلود بزارم اميدوارم دانلود كنيد و لذت ببريد:
http://www.mediafire.com/?25d0e99vc8wle1b
آثارِ من خود اتوبيوگرافیِ کاملیست. من به اين حقيقت معتقدم که شعر، برداشتهايی از زندهگی نيست، بلکه يکسره خودِ زندهگیست.